ترامپ میخواهد جهان را با تهدید، تعرفه و نمایش قدرت اداره کند؛ اما جنگ ایران فرسایشی شده، چین عقب ننشسته، متحدان آمریکا مقاومت میکنند و پروندههای اوکراین و گرینلند بینتیجه ماندهاند؛ «بازگشت آمریکا» حالا با سؤال بزرگتری روبهروست؛ آیا جهان هنوز گوش میدهد؟
نمایش قدرت در برابر واقعیت میدان
دونالد ترامپ هفته گذشته تلاش کرد تصویری از آمریکای قدرتمند و مسلط بر تحولات جهانی ارائه دهد؛ از تریبون مجمع عمومی سازمان ملل تا دیدار پرزرقوبرق با «شی جینپینگ» اما پشت این نمایش قدرت، شکاف میان ادعاهای کاخ سفید و نتایج واقعی سیاست خارجی آمریکا بیش از گذشته آشکار شد.
ترامپ در سازمان ملل از «بازگشت آمریکا» سخن گفت و ایران را تهدید کرد که در صورت نپذیرفتن توافق، آن را «نابود» خواهد کرد. او همچنین از فشار علیه ونزوئلا دفاع کرد و استفاده از قدرت نظامی برای تأمین اهداف بینالمللی آمریکا را منتفی ندانست.
اما همزمان، جنگ ایران که نزدیک به هفت ماه ادامه یافته، قیمت انرژی در آمریکا را بالا برده و به موقعیت سیاسی ترامپ در داخل آسیب زده است. گزارش رویترز نیز این جنگ را یکی از اصلیترین چالشهای سیاست خارجی دوره دوم ترامپ توصیف کرده است.
تناقض همینجاست؛ رئیسجمهوری که در سازمان ملل از قدرت بیرقیب آمریکا سخن میگوید، در میدان عمل با بحرانهایی روبهروست که تهدید و فشار نظامی نتوانسته آنها را به پایان برساند.
در برابر چین؛ تعرفهها جای خود را به احتیاط دادند
نشست ترامپ و شی جینپینگ بیش از آنکه یک پیروزی بزرگ دیپلماتیک باشد، تصویری از محدودیتهای واشنگتن در برابر قدرت رو به گسترش چین ارائه کرد؛ مهمترین نتیجه ملموس دیدار دو رئیسجمهور، تمدید احتمالی دوماهه آتشبس تجاری میان دو اقتصاد بزرگ جهان بود؛ آتشبسی که قرار بود در نوامبر پایان یابد. در مسائل سختتری مانند هوش مصنوعی، تایوان، تجارت و ایران، پیشرفت تعیینکنندهای حاصل نشد.
این وضعیت با لفاظیهای قبلی ترامپ درباره استفاده از تعرفهها برای وادار کردن پکن به عقبنشینی فاصله دارد. چین اکنون از یک اهرم مهم برخوردار است؛ کنترل بخش بزرگی از مواد معدنی کمیاب که برای صنایع پیشرفته و خودروسازی حیاتیاند و پکن پیشتر نیز آمادگی خود برای استفاده از این ظرفیت بهعنوان ابزار فشار اقتصادی را نشان داده است.
«برت بروئن»، مشاور پیشین سیاست خارجی دولت اوباما، این تناقض را چنین توصیف کرد: «ترامپ میبیند که ما را به جهانی بازمیگرداند که در آن زور حرف اول را میزند»، اما «وقتی پای شی جینپینگ و قدرت رو به صعود چین به میان میآید»، رویکرد ترامپ تغییر میکند.
متحدانی که دیگر به واشنگتن «بله» نمیگویند
مشکل فقط چین نیست. یکی از مهمترین نشانههای کاهش قدرت مانور ترامپ، افزایش مقاومت متحدان سنتی آمریکاست؛ بسیاری از شرکای اروپایی و آسیایی از حمایت از جنگ ایران خودداری کردهاند؛ جنگی که ترامپ بدون مشورت با آنها آغاز کرد. در سازمان ملل نیز چند رهبر بهصراحت بر حاکمیت ملی و همکاری چندجانبه تأکید کردند.
«امانوئل مکرون» رییس جمهوری فرانسه نسبت به بازگشت به «قانون جنگل» هشدار داد و میان همکاری بینالمللی و نظامی مبتنی بر قدرت و اجبار تمایز گذاشت. «لوئیز لولا داسیلوا» رییس جمهور برزیل نیز گفت کشورها به «ناوهای هواپیمابر برای گشتزنی در آبها» نیاز ندارند، بلکه به همکاری برای مقابله با جریان سلاح و پولی نیاز دارند که به جرم دامن میزند.
«ایان برمر»، رئیس گروه اوراسیا، تغییر رفتار کشورها در برابر واشنگتن را صریحتر بیان کرد: «یک سال پیش، کشورهای کمی جرأت داشتند از ترامپ عبور کنند. اکنون کانادا، اروپا، چین، ایران، روسیه و دیگران، همگی آمادگی بیشتری برای گفتن «نه» دارند.»
این تحول صرفاً اختلافی مقطعی نیست؛ گزارشهای اخیر از افزایش تلاش کشورهای مختلف برای کاهش وابستگی به واشنگتن و گسترش همکاریهای مستقل حکایت دارد.
سؤال ترامپ، اعتراف یک رئیسجمهور
حتی در مسئله اوکراین نیز تلاش ترامپ برای وادار کردن روسیه و اوکراین به پذیرش یک آتشبس محدود در زیرساختهای انرژی به پیشرفت تعیینکنندهای نرسیده است. در گرینلند نیز توافقی که حضور نظامی آمریکا را گسترش میدهد، فاصله زیادی با خواسته قبلی ترامپ برای «مالکیت» این سرزمین و تهدید به استفاده از زور دارد.
در چنین شرایطی، شاید مهمترین جمله هفته نه یک تهدید علیه ایران و نه یک وعده درباره چین، بلکه پرسشی بود که خود ترامپ در سازمان ملل مطرح کرد؛ «ببینیم آیا قدرتی دارم یا نه. شاید داشته باشم و شاید هم نداشته باشم. خیلی زود خواهیم فهمید.»
این جمله، تناقض سیاست خارجی ترامپ را عریان کرد. او همچنان میخواهد آمریکا را قدرتی نشان دهد که میتواند با تهدید، تعرفه، تحریم و نیروی نظامی رفتار دیگران را تعیین کند؛ اما در همان حال، جنگ ایران ادامه دارد، چین در حال تقویت اهرمهای اقتصادی خود است، متحدان سنتی مقاومت بیشتری نشان میدهند و پروندههایی مانند اوکراین و گرینلند همچنان بدون دستاورد قطعی باقی ماندهاند.
مسئله برای ترامپ فقط این نیست که آیا میتواند قدرت آمریکا را نمایش دهد؛ مسئله این است که آیا این نمایش قدرت هنوز میتواند جهان را وادار به تبعیت کند. شواهد همین هفته نشان داد فاصله میان این دو، بیشتر از چیزی است که سخنرانیهای ترامپ در سازمان ملل به نمایش میگذارند.





نظر شما